ز کوي
يار مي آيد نسيم باد نوروزي
از اين
باد ار مدد گيري چراغ دل برافروزي
از اين باد مدد مي گيرم و چراغ اين وبلاگ را برمي افروزم. تا کي شود که چراغ دل برافروزيم.
اين
جا مي خواهم هر روز چند کلمه اي با خدا حرف بزنم، درد دل کنم. جايي فقط براي خودم
و خودش. بي هيچ ترتيب و آدابي، هر چه مي خواهد دل تنگم بگويم. آخر مي داني؟ خيلي
وقت است نشده بنشينيم، خلوت کنيم، يک دل سير با هم حرف بزنيم.
... آمدم،
بپذير.
مهدی بابا چرا اینجا رو شخم زدی؟ قاراش میشه و قابل خوندن نیست.
امروز مریض افتادم خونه از فرط بی حوصلگی داشتم ولگردی می کردم که یاد اینجا افتادم. گفتم یاداشتی بزارم که نامید نشی. به تلاشهات ادامه بده بلکه این جماعت تکونی به خودشون بدن.
در پایان بازگشت سعید دهقون رو به زادگاهش آفریقا تهنیت می گم. امیدوارم که سیاهها بتونن باهاش خوب تا کنن.
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت....
عید لقاءالله.... عید عاشقان الله.....عید امت رسول الله.....واسه همه تون مبارک و پر برکت
انشائالله نماز روزه های همه مون قبول باشه و گناهانمون مثل برگ خزون، ریخته باشه....
یا علی
| غمي غمناك | |||
|
شب
سردي است، و من افسرده. راه
دوري است، و پايي خسته. تيرگي
هست و چراغي مرده. مي
كنم، تنها، از جاده عبور: دور
ماندند زمن آدم ها. سايه
اي از سر ديوار گذشت، غمي
افزود مرا بر غم ها. فكر
تاريكي و اين ويراني بي
خبر آمد تا با دل من قصه
ها ساز كند پنهاني. نيست
رنگي كه بگويد با من اندكي
صبر، سحر نزديك است. هر دم
اين بانگ برآرم از دل: واي،
اين شب چقدر تاريك است! خنده
اي كو كه به دل انگيزم؟ قطره
اي كو كه به دريا ريزم؟ صخره
اي كو كه بدان آويزم؟ مثل
اين است كه شب نمناك است. ديگران را هم غم هست به
دل، غم من، ليك، غمي غمناك است |
کاری به صحبتها و گزارش بسیار دیدنی این برنامه ندارم، که چقدر دقیق همه چی رو بررسی کرده بود.... ولی یک آماری رو ارائه کرد و اون اینکه رفتن به مسجد در میان مسلمانان زیر 30 سال آمریکا 51% و بالای 30 سال 26% بود، یعنی حدودا 2 برابر( و دیگر آماری شبیه این) ، و این نشون میده نسل جدید مسلمانان آمریکا بسیار فهمیده و عمقی و اجتماعی دین رو درک کردن نسبت به نسل قبلی ها......
فکر می کنین این آمار در ایران چنده.... !!!! واقعا ما به کجا میرویم؟؟؟؟؟
نه دین ایدئولوژیک خوبه و نه ایدئولوژی دینی.....
دین ایدئولوژیک یعنی دینی که فقط یه بعد داره داره و ناقصه و فقط به ایدئولوژی در اون پرداخته شده و از مابقی دین در اون خبری نیست
ایدئولوژی دینی که از اونم بد تره، یعنی ما از دین به عنوان یه ایدئولوژی استفاده کنیم، مثل مارکسیسم، مثل سکولاریسم و .....
یعنی فقط استفاده ابزاری اجتماعی از دین کردن ..... یعنی دین کاذب.....
به نظر شما الان تو کشور ما کدوم از اینها هست؟....
همین
( حال کردین ما هم یه چیزایی می فهمیم.......)
آقای ذولی رفتن لندن، با همسرشون، ایشالا خوش باشن
بقیه بچه ها هم اونجور که من آمار دارم سر حالن!!!
خواهشن نوشتناتونو ادامه بدین!!
ضیافت علی اخلاقی یادتون نره ها!!!
یه برنامه هایی واسه جلسات ماهیانه( نه هفتگی) دارم .... میگم ، باید گوش کنین!!
یا علی
سلام
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در ماه مبارک رمضان
به اطلاع می رساند که جلسه هفتگی (افطاری)
منزل آقای علیرضا اخلاقی
زمان : پنجشنبه 15 ماه مبارک (5 مهر ماه )
آدرس : خیابان دستور شمالی .کوچه 18 پلاک 6 زنگ وسط
خانه ستارخان در تبريز تخريب شد
شهرداري منطقه 4 و ميراث فرهنگي در جريان امور هستند، ولي اقدامي براي جلوگيري از آن انجام نميدهند.
خانه سردار ملي ايران به دنبال بي توجهي مسئولان امر كه وظيفه حفاظت از ميراث ملي و فرهنگي را دارند در خطر نابودي قرار گرفت.
نتيجه سردار ملي (ستارخان)در گفتوگو با خبرنگار فارس در تبريز گفت: از زمان كوچ ستارخان به تهران، اين خانه توسط عمه سردار به فردي به نام حميد مسگري فروخته شده كه بعدها با فوت مسگري در چند سال گذشته قبل 700 متر اين خانه در معرض فروش قرار گرفت و اكنون حدود 300 متر باقيمانده اين خانه يك هزار متري نيز در حال تخريب توسط خريدار است.
به گفته سامي، خانه ستارخان به نصف قيمت فروخته شده و در اين ميان سازمانها و مسئولان مربوطه هيچ واكنشي نشان ندادهاند.
گزارش خبرنگار فارس از تبريز همچنين حاكي است، اهالي كوچه ستارخان در كوي اميزخيزي تبريز نيز كه خانه ستارخان در آن واقع است با تهيه و تنظيم نامه شديداللحني از تباني مقاطعه كار سودجو با ميراث فرهنگي و سهلانگاري شهرداري منطقه 4 شهر در ويران كردن خانه ستارخان خبر دادهاند.
براساس اين گزارش، اهالي و ساكنان كوچه ستارخان تاكيد كردهاند، با تلاش اين اهالي و پيگيريهاي مكرر، ميراث فرهنگي اين خانه را به عنوان ميراث فرهنگي تعيين كرده بود و بر اساس درخواست مالك براي تفكيك آن مجور صادر كرده بود و مالك ميتوانست به جز در نقطهاي كه خانه ستارخان محسوب ميشد، در قطعات ديگر ساخت و ساز داشته باشد و اينك با تباني برخي كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي و مقاطعه كار سودجويي كه اين قطعه را از مالك اصلي به قيمت اندك خريداري كرده ، اعياني قطعه ميراث فرهنگي را نيز تخريب كرده و با استفاده از سهل انگاري شهرداري منطقه در حال از بين بردن خانه ستارخان هستند.
اين گزارش ميافزايد، مردم اين بخش از منطقه تبريز در نامه خود تاكيد كردهاند كه شهرداري منطقه 4 و ميراث فرهنگي در جريان امور هستند، ولي اقدامي براي جلوگيري از آن انجام نميدهند.
برپايه اين گزارش، تخريب خانه ستارخان در حالي صورت ميگيرد كه سازمان ميراث فرهنگي مسئوليت مستقيم و قانوني در قبال شناسايي آثار بجاي مانده از چهرهها و شخصيتهاي تاريخي، فرهنگي و معروف داشته و بايستي از آنها حفاظت كند و با توجه به جايگاه تاريخي و ارزشمند ستارخان در تاريخ مبارزات ملي ـ مذهبي آذربايجان و ايران، ميراث فرهنگي و شهرداري منطقه ميبايست از تخريب آن جلوگيري ميكردند و اميدواريم مسئولان در قبال مردم و ايندگان پاسخگو باشند.
گزارش خبرنگار فارس همچنين حاكي است، ستار خان از سرداران جنبش مشروطهخواهي ايران و ملقب به سردار ملي است كه در مقاومت تبريز، وي جانفشانيهاي بسياري كرد.
* گذشته عمارت ستارخان
خانه ستارخان در گذشته هاى دور محل ستاد فرماندهى مبارزات مشروطه خواهى و نيز جنگ هاى ضداستعمارى ستارخان و نيروهاى وى عليه استعمار روس بود.
پس از پيروزى انقلاب مشروطه در سال 1285 هـ.ق و عزيمت ستارخان، باقرخان و نيروهاى آنان به تهران، حوادثى در تبريز رخ داد كه موجب شد اين خانه رفته رفته از كانون توجه خارج شده و تا به امروز نيز غربت خود را بازنيابد.
پس از كشته شدن ستارخان، اوضاع كشور آبستن حوادثى شد كه در نهايت نيروهاى روسيه دوباره در كشور و بخصوص آذربايجان مجال خودنمايى يافته و در نهايت خانه سرداران مشروطه را در تبريز به توپ ببندند.
صمد سردارىنيا، مورخ و پژوهشگر تاريخ معاصر آذربايجان در اين باره مى گويد، از آن جا كه دولت استعمارى روسيه از مبارزات ستارخان و باقرخان بر ضد نيروهاى آنان خاطره خوبى نداشت، 3 روز پس از عاشوراى سال1330 هـ.ق با گلولههاى توپ، خانه اين 2سردار بزرگ مشروطه را با خاك يكسان كرد.
اين گفته شايد نشانگر آن باشد كه هم اكنون ديگر اثرى از خانه ستارخان نمانده باشد، اما «نگار عذارى» عروس ستارخان و همسر «يدالله خان» فرزند ارشد ستارخان در اين باره نظر ديگرى دارد.
وي اعتقاد دارد، خانه ستارخان به دست روسها تخريب شد و از آن عمارت بزرگ، بيش تر بخشهاى نظامى مانند مركز ستاد فرماندهى، محل استقرار نيروها، اسلحه خانه و... مورد حمله قرار گرفت و قسمت اندرونى عمارت از تخريب مصون ماند.
اين بانوى كهنسال با تأييد اين كه خانه مورد بحث، بقاياى همان عمارت ستارخان است، تأكيد مى كند، اين خانه در طول يكصد سال گذشته دچار تغييرات بسيارى شده است.
در اين ميان حاج على دروچى كه خانواده وى از حدود 120 سال گذشته در همسايگى عمارت ستارخان اقامت داشته و پدرش «آقاباباخان» از همراهان قشون ستارخان بوده است، مى گويد: در سال1352خانه ستارخان به دليل رسيدگى نكردن و شكستن ديوارها تخريب و عقب كشى شد.
وى مى افزايد: در همان سالها همه اسناد و مداركى را كه از گذشته مانده بود جمع آورى و مراجعات مكررى به اداره ميراث و شهردارى داشته ام تا نسبت به خريد و احياى اين بنا اقدام شود، اما پس از30 سال، اين تلاشها به نتيجه نرسيده است.
نتيجه تلاشهاى حاج على دروچى تا حدودى مثبت بوده چرا كه در نهايت، ميراث فرهنگى استان در سالهاى گذشته با ارسال كارشناسان خود ضمن تأييد صحت تاريخى بودن اين خانه، نقشه جامع عمارت اصلى ستارخان را تهيه كرده تا شايد در سالهاى آينده اقدام به خريد و بازسازى آن شود.
به نقل از سایت asriran.ir
جاتون خالی من قشمم ..... جزیره قشم.... عجب جای افتضاحیه..... 2.5 ساعت گشتم اینترنت پیدا کردم.... بابا جون من شما هم اخبار بدین
در ضمن آقای مجتبی مطلبی هم می خواد وارد جرگه نویسنده ها بشه...تبریک صمیمانه خودم رو به این دلاور مرد لر تقدیم می کنم.....پشیم :))
قعلا

